محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

158

خلد برين ( فارسى )

رسانيده بودند بر سر اردو بازار برده هر يك را به عقوبتى كه از آن بدتر نباشد معروض تيغ سياست گردانيدند . ذكر لشكر كشيدن شهريار تاجور بر سر علاء الدولهء ذو القدر و گرفتن آن بد اختر در آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى روزگار كه به ورود سلطان بهار ، چهار باغ عناصر و اركان گلريزان شد و ابر آذارى بر سر نورسيدگان بهارى گوهر بارى پيش گرفت رايت آفتاب اشراق خسرو آفاق از يورت قشلاق به جانب ييلاق روان شده در مرغزارى هميشه بهار نزول اجلال فرمود . و بر حسب فرمان شهريار جهان و جهانيان ، فرمان‌پذيران به تهيهء جشن نوروزى و ترتيب اسباب آن روز فيروز پرداختند . فروزندهء اورنگ كيانى به عزم آراستن بزم نوروز سلطانى سايه بر سر سرير عشرت و كامرانى انداخت و در آن روز خوشدلى و نشاط از سر نو به بسط انبساط فرمان داده ساقيان شكر لب شيرين گفتار به پيمودن ساغرهاى سرشار ، ابواب جشن بهار بر روى آن مجلس خلد آثار گشادند . بعد از انقضاى آن جشن نوروزى شهريار كشورگشاى به مباركى و فيروزى متوجه انتظام مهام ملكدارى گرديد . به مسامع جلال رسيد كه نامراد بد بنياد كه از تاريخ فرار در بغداد به سر مىبرد از آنجا نيز طريق گريز سر كرده روى اميد به علاء الدولهء ذو القدر آورده آن ياغى زياده سر و آن طاغى بد اختر رعايت خاقان بحر و بر را به نظر در نياورده دختر خود را در سلك ازدواج وى درآورده و از اين راه از شاهراه متابعت پادشاه جم جاه انحراف ورزيده و به خيال محال امداد داماد سر از ربقهء اطاعت و فرمانبردارى كشيده و داعيهء آن دارد كه پاى جرأت به ممالك محروسه گذارد . بنابر اين شهريار روى زمين به احضار عساكر نصرت قرين فرمان داد و لشكر ظفر شعار كه پيوسته گوش بر آواز صدور فرمان خسرو جم اقتدار مىباشند چون از نفاذ فرمان و الا خبردار گرديدند در